تبليغاتX
نوامبر بارانی
پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنی است

چشم در راه کسی هستم
کوله بارش بر دوش

افتابش در دست

خنده بر لب....گل به دامن .....پیروز
کوله بارش سرشار از عشق....امید...

افتابش نوروز با سلامش شادی
در کلامش لبخند......از نفس هایش گل می بارد
مهربان....زیبا .......دوست......روح هستی با اوست
قصه ساده است.. معما مشمار
چشم در راه بهارم اری...........چشم در راه بهار

سال سرشار از سلامتی و شادابی و موفقیت را برای همه ی دوستان آرزو میکنم

                                    همیشه پیروز باشید...

+ نوشته شده در  شنبه 1384/12/27ساعت 16:13  توسط مهرگان | 

آمد اما در نگاهش آن نوازش ها نبود

چشم خواب آلوده اش را مستی رویا نبود

نقش عشق و آرزو از چهره ی دل شسته بود

عکس شیدایی در آن آینه ی سیما نبود

لب همان لب بود..  امالبخندی نداشت

دل همان دل بود اما مست و بی پروا نبود

در دل بیدار خود جز دین رسوایی نداشت

گر چه روزی همنشین جز با من رسوا نبود

در نگاه سرد او غوغای دل خاموش بود

برق چشمش را نشان از آتش سودا نبود

دیدم آن چشم درخشان را . لیک در این صدف

گوهر اشکی که من می خواستم پیدا نبود

بر لب لرزان من فریاد دل خاموش بود

آخر آن تنها امید  جان من تنها نبود

جز من .او را دیگری هم بود.اما ای دریغ!!!!!!

آگه از درد دلم . زان عشق جانفرسا نبود

+ نوشته شده در  جمعه 1384/12/19ساعت 16:3  توسط مهرگان | 

تولدت مبارک باد

ای عاشقانه ترین شعر!!!

 فصل خجسته ی میلادت

جشن تمامی اختر هاست

جشن درخت وسبزه ودریاست

ای از تبار روشنی خورشید

از امید تا صد بهار خرم دیگر 

پیوسته خوب و خوشایند باشی

و این جشن شاد تولد

در امتداد بودن و پیمودن

جاوید و مستدام باد

+ نوشته شده در  شنبه 1384/12/06ساعت 9:47  توسط مهرگان |