![]() |
![]() |
|
| پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنی است |
|
شب سردی است،و من افسرده. راه دوری است،و پایی خسته. تیرگی هست و چراغی مرده. می کنم، تنها،از جاده عبور دور ماندند ز من آدم ها. سایه ای از سر دیوار گذشت، غمی افزود مرا بر غم ها. فکر تاریکی و این ویرانی بی خبر آمد تا با دل من قصه ها ساز کند پنهانی. نیست رنگی که بگوید با من اندکی صبر، سحر نزدیک است. هر دم این بانگ برآرم از دل وای،این شب چقدر تاریک است! خنده ای کو که به دل انگیزم؟ قطره ای کو که به دریا ریزم؟ صخره ای کو که به بدان آویزم؟ مثل این است که شب نمناک است. دیگران را هم غم هست به دل، غم من،لیک،غمی غمناک است. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1385/01/24ساعت 21:27 توسط مهرگان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنیست
|
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 آذر 1384 آبان 1384 |
| پیوندها |
|
پیک اشک مهتاب گزگ رینگو چسبوندن واژه ها به هم |
|
RSS
|