![]() |
![]() |
|
| پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنی است |
|
در شب کوچک من افسوس باد با برگ درختان میعادی دارد در شب کوچک من دلهره ی ویرانیست گوش کن وزش ظلمت را می شنوی من غریبانه به این خوشبختی می نگرم من به نو میدی خود معتادم گوش کن وز ش ظلمت را می شنوی در شب اکنون چیزی می گذرد ماه سرخست ومشوش و بر این بام که هر لحظه در او بیم فرو ریختن است ابر ها همچو انبوه عزاداران لحظه ی باریدن را گویی منتظرند لحظه ای و پس از آن دیگر هیچ پشت این پنجره شب دارد می لرزد و زمین دارد باز .می ماند از چر خش پشت این پنجره یک نامعلوم نگران من و توست ای سراپایت سبز دستهایت را چون خاطره ای سوزان/ در دستان عاشق من بگذار باد ما را با خود خواهد برد باد ما را با خود خواهد برد |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1384/11/03ساعت 8:29 توسط مهرگان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنیست
|
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 آذر 1384 آبان 1384 |
| پیوندها |
|
پیک اشک مهتاب گزگ رینگو چسبوندن واژه ها به هم |
|
RSS
|