تبليغاتX
نوامبر بارانی - باد ما را خواهد برد
پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنی است

در شب کوچک من افسوس

باد با برگ درختان میعادی دارد

در شب کوچک من دلهره ی ویرانیست

گوش کن وزش ظلمت را می شنوی

من غریبانه به این خوشبختی می نگرم

من به نو میدی خود معتادم

گوش کن وز ش ظلمت را می شنوی

در شب اکنون چیزی می گذرد

ماه سرخست ومشوش

و بر این بام که هر لحظه در او بیم فرو ریختن است

ابر ها همچو انبوه عزاداران

لحظه ی باریدن را گویی منتظرند

لحظه ای و پس از آن دیگر هیچ

پشت این پنجره شب دارد می لرزد

و زمین دارد

باز .می ماند از چر خش

پشت این پنجره یک نامعلوم

نگران من و توست

ای سراپایت سبز

دستهایت را چون خاطره ای سوزان/

در دستان عاشق من بگذار

باد ما را با خود خواهد برد

 باد ما را با خود خواهد برد

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/11/03ساعت 8:29  توسط مهرگان |